عید 1392 ....... مدینه و مکه.
پسرک نازم برات مینویسم ازین سفر فراموش نشدنی تا همیشه یادت بمونه که یه روز با مامان و بابا رفتی به بهترین نقطه دنیا. سه شنبه ششم فروردین 92 پرواز داشتیم به جده.همه 2 ساعت و 50 دقیقه ای که تو هواپیما بودیم خوابیدی و وقتی رسیدیم بیدارت کردیم.از جده تا مدینه رو هم تقریبا همشو خواب بودی.عزیز دلم اونقد که فکر میکردم اذیتمون نکردی. البته چون سرماخورده بودی بی حوصله بودی. فقط وقت نماز جماعت که میشد زیاد دوست نداشتی باهامون بیای .حق داشتی چون نماز جماعتای اونجا خیلی طولانیه و حوصلت سر میرفت.واسه همین منو بابایی اکثر وقتا نمازا رو نوبتی میرفتیم.غذا هم که اصلا نمیخوردی و من باز غصه میخوردم! روزی که همه لباس احرام پوشیدیم که بریم مسجد شجر...
نویسنده :
مامان سمیه
13:47




